بديع الزمان فروزانفر

101

شرح مثنوى شريف ( فارسى )

بمعالجه بپردازد ، ابن ابى اصيبعه حكايتى از معالجات شگفت محمد بن زكريا رازى ( 313 - 250 ) نقل مىكند كه او بسبب پرسش از نوع آبهايى كه مريض در اثناى سفر نوشيده بود مرض را تشخيص كرده و بيمار را معالجه نموده بود . مولانا درين بيت بدين نكته اشاره فرموده است . ( كامل الصناعة ، طبع مصر ، ج 1 ، ص 168 - 164 ، طبقات الاطباء ، طبع مصر ، 1299 ، ج 1 ، ص 311 ) . خار در دل گر بديدى هر خسى * دست كى بودى غمان را بر كسى اين بيت را از دو راه مىتوان تفسير كرد : يكى آن كه حدوث خيال و كليه‌ى انفعالات نفسانى مسبوق است بامورى كه غالب آنها اختيارى نيست از قبيل مواريث و تاثير محيط و كيفيت تلقى حوادث خارجى ، كيفيت ظهور افكار خود بسوابق ذهنى ارتباط تمام دارد و بدين سبب ممكن است امرى نسبت بيكى از ما ايجاد سرور كند و نسبت بديگر كس غم و اندوه ببار آورد گذشته از آن كه درجات غم و اندوه و شادى نيز نسبت به اشخاص تفاوت دارد كه آن نيز با كيفيت تلقى حوادث مرتبط است و اسباب انفعالات درونى متعدد و اكثر بر خود آدمى پوشيده است و چون خيالى حادث گشت دفع آن به سهولت ميسر نمىگردد پس آن چه مبدا غم و اندوه مىشود بيرون از اختيار به كار مىافتد و سلسله‌ى تصورات را در جنبش مىآورد و در نتيجه آدمى بىآن كه بخواهد ، اندوهگين و غمناك مىشود ولى مردان حق كه بر عالج دل توانا هستند ارزش حوادث و اهميت آنها را بواسطه‌ى رياضت نفسانى و گشودن چشم دل از ميان مىبرند و يا كمتر مىكنند تا بر اثر تربيت صحيح ، سالك از بند غم و شادى آزاد مىگردد و امورى كه ديگران مهم مىشمارند در چشم او از اهميت مىافتد ، اين مطلب را مولانا بتفصيل بيشتر بيان مىكند : آن خدايى كز خيالى باغ ساخت * وز خيالى دوزخ و جاى گداخت پس كه داند راه گلشنهاى او * پس كه داند راه گلخنهاى او